تبليغاتX
خاطرات يك عشق مرده

خاطرات يك عشق مرده

دوستت دارم برای همیشه

سفرت به خير

سفرت به خیر.........

اگه میری از اینجا تك و تنها تا یه شهر دور...... برو كه رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور..........

..............................................

میمیرم برات نمی دونستی میمیرم بی تو بدون چشات

رفتی از برم نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات

آرزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات

نمی خوام بیای نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی

نمی خوام ازت نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی

برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی

عاشقم هنوز نمی خواستی که بمونی و بسوزی به ساز دلم

گفتی من میرم تو می خواستی بری تا فرداها گل خوشگلم

برو راهی نیست تا فردا ها گل خوشگلم

سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور

سفرت بخیر برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز

از دلی شکسته، ناامید و خسته ، تو باز غرور ، تو بازم غرور

نمی خوام بیای میون تاریکی یه من تو حروم بشی

برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی

............................................................................

بعضی وقتا كه فكر می كنم با خودم میگم ای كاش از اول ندیده بودمت، ای كاش برق نگاه اولت عشق تو رو توی سرنوشت من نمی نوشت. ای كاش چشای من هیچ وقت اون چشای خوشگلتو نمی دیدن كه الان از دوریشون اینقدر بی تابی كنن و هی پر و هی خالی  بشن. اما وقتی یاد اون خنده های خوشگل و نازت كه منو به زندگی امیدوار می كرد می افتم با خودم می گم واقعا حیف نبود كه نشناسمت؟ وقتی یاد لحظاتی می افتم كه الان حكم یه خاطره رو برام دارن به خودم می گم حیف این همه خاطره ی قشنگ نبود كه نداشته باشم ازت؟ عطر تنت، لطافت دستای كوچولوت هنوز یادمه. گرمای دستت توی دستم وقتی داشتیم زیر برف قدم می زدیم هنوز یادمه. آخه گلم با خودت نگفتی من بی تو میمیرم؟ به من گفتی كه باهات بد كردم اما هیچ وقت به این فكر نكردی كه آخه عزیزم آخه عمرم منی كه تشنه ی یه لحظه نگاه تو بودم چطور می تونستم بهشون بدی كنم؟ هیچ وقت نفهمیدی كه بخاطر تو از همه و همه گذشتم. هیچ وقت نفهمیدی كه تو این دنیا هیشكی نتونست جای تو رو برام پر كنه. هیچ وقت نفهمیدی كه برای داشتنت از چه چیزایی گذشتم. هیچ وقت نفهمیدی كه حكم بودن من توی زندگی تو چی بود. افسوس كه نفهمیدی. رفتی و می دونی كه هیچ وقت فراموشت نمی كنم. رفتی و بهم گفتی كه من بدم. رفتی و بهم طعنه زدی و گفتی كه آدمك آخر دنیاست بخند. آدمك مرگ همین جاست بخند. دست خطی كه تورا عاشق كرد شوخی كاغذی اوست بخند. دلم خر نشوی گریه كنی كل دنیا سراب است بخند. اما هیچ وقت نفهمیدی كه حتی وقتی داشتمت هر شب از ترس اینكه یه روز از دستت بدم تا صبح خوابم نمی برد. اما باشه گلم اگه فكر می كنی خوشبختی تو، توی دوری از منه ایرادی نداره برو تا بهش برسی. ایرادی نداره گلم همین خیالتم واسه من كافیه. می دونم ازم بدت میاد اما اینو یادت نره هرچقدرم كه تو منو دوس نداشته باشی و آرزوی مرگ منو بكنی من عاشقتم و از صمیم قلب آرزو می كنم خوشبخت بشی. هیچ وقت یادت نره.هیچ وقت گلم...........................................................

خیلی چیزا هستن كه خود تو هم نمی دونی گلم. مثل دفتری كه من توش هر روز از تو و كارایی كه باهم می كردیم می نوشتم و تو هیچ وقت ندیدیش. همون دفتر رو توی همین وبلاگ واست بخش بخش میذارم تا بفهمی وقتی بهت می گفتم تو رو با یه دنیا عوض نمی كنم چقدر از صمیم قلب می گفتم......

وقتی دیدم با آرشام خیلی صمیمی هستی آی دی شو هك كردم تا ببینم چی بینتون هست. اما انتظار ندارم باورم كنی. فرقی هم نداره كه باور كنی یا نه. فقط خواستم یكی از یك میلیون چیزی رو كه نمی دونی بهت گفته باشم.

سپیده بودی واسه من

سپیده بودی واسه من .. واسه شب و ستاره هام … !
                           رفتی ولی موندی هنوز تو دفتر خاطره هام …

                           هنوز توی اتاق من … عطر تو رو حس میشه کرد …
                              جای تو خالی و منم … همه وجودم شده درد !

                                 حالا دیگه ترانه هام … ترانه ی بی کسیه …
 حالا دیگه شبهای من … شبهای دلواپسیه … نمیدونم چرا دلت از دل من جدا شده !

                                رفتی و کار هر شبم گریه ی بی صدا شده …

                           کاشکی فقط یه روز بیای .. واسه یه لحظه دیدنت …
   منتظرن .. چشای من .. منتظر رسیدنت .. وقتی تو بودی آسمون برام پر از ستاره بود !

                                      اومدنت برای من یه فرصت دوباره بود !

                 رفتی نمیدونم چرا … دادی منو به بی کسی .. هیچکی مثه من نمیشه !
                                              یه روز به حرفم میرسی .. !
                                    یه روز میشه دل خودت بشه گرفتار کسی …

                               هیچکی مثه من نمیشه ! یه روز به حرفم میرسی .. !

                                      هنوز به یاد اون روزا … منتظرم تا که بیای …
                                 اگه بیای منم میشم همون کسی که تو میخوای !

                                        اگه سپیده باز بیای سیاهی از دلم میره !!

                 به انتظارت میمونم .. این دیگه راه آخره .. آخره … آخره … آخره … آخره …

تو راس مي گي

تو هر چقدرم كه از من بدت بياد من بازم عاشقتم بازم دوستت دارم. از يادم نميري. شبا با خيال اينكه بياي تو خوابم مي خوابم اما واسه اومدن به خوابمم ناز مي كني. تو خيلي خوب بودي. ببخش منو اگه بد بودم عشقم ببخش منو تا با خيال راحت از اين دنيا برم گلم چون تنها راه فراموش كردنت اينه كه برم بي تو بميرم......

از كامران و هومن

 آخر یه روز دق می کنم فقط به خاطر تو 
دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو
شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو
عشقت رو پنهون می کنی فقط به خاطر من
من دلم رو خون میکنم فقط به خاطر تو
تو گفتی عاشقی بسه
 
دنیا برام یه قفسه
گفتی که عشق یه عادته
دلم پر از شکایته
گفتی می خوای بری سفر
 
خیره شدن چشام به در
من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو
من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو
به من تو گفتی دیوونه فقط به خاطر من
حرفت به یادم می مونه فقط به خاطر تو
از خوبیات کم میکنی
قلبم رو پر پر می کنی
گفتی که از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت
از خوبیات کم میکنی
قلبم رو پر پر می کنی
گفتی که از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت
ازم گرفتی فاصله فقط به خاطر من
دست کشیدم از هر گله فقط به خاطر تو
گفتی که از اینجا برو فقط به خاطر من
می رم به احترام تو فقط به خاطر ت

دارم ميرم از اينجاها

دارم میرم از اینجا.... دارم میرم یه جای دور

دارم میرم همونجا كه دلم نشه خط عبور

دارم میرم همونجا كه نشكنه قلب عاشقا

شاید دیگه نبینمت دارم میرم از اینجاها

دارم میرم همونجا كه دلم نشه خط عبور

هر كسی پا شو نذاره بهم بگه حرفای زور

دارم میرم همونجا كه قلبمو هیشكی نشكنه

بمیره سرنوشت ما كه قلبمونو میشكنه

دارم میرم همونجا كه بهارش آفت نداره

نفهمم عشق من دیگه به عشقم عادت نداره

دارم میرم همونجا كه سراغ از عشقت نگیرم

آخر عمر و زندگی بی درد و غصه بمیرم

دارم میرم همونجا كه عاشقیا زوركی نیست

همونجا كه عشق اونا با عشقه و پولكی نیست

دارم میرم همونجا كه صداقت حسرت نداره

دروغ و نیرنگ و فریب پا توی قلبا نذاره

دارم میرم همونجا كه دور بشم از خیلی چیزا

آره دلم پره ازش تنهام گذاشت اون بی وفا

دارم میرم همونجا كه دوباره از نو زنده شم

میخوام فراموشت كنم می خوام خدارو بنده شم

دارم میرم همونجا كه آسمونش طلاییه

قلبای صاف و عاشقش نشون بی رییاییه

دارم میرم همونجا كه عشقاش رو با وفاییه

آخه توی اینجا همه ترانه هاش جداییه

دارم میرم همونجا كه نشونی از تو نباشه

تا گریم آروم بگیره شاید دلم بی غم باشه

دارم میرم همونجا كه به عشق میدن بال و پری

از گرگا و بد صفتا نباشه حتی اثری

دارم میرم همونجا كه قلباش نیستن مثل فولاد

خیلی زود دلا میشكنن ولی هستن همیشه شاد

دارم میرم همونجا كه میشه محبت طلبید

میشه با دستای خالی میوه های تازه رو چید

دارم میرم از اینجا كه همه با همه دشمنن

آدمای اینجا راحت دلای همو میشكنن

دارم میرم از اینجا كه قلبا شدن سیاه سفید

زندگیمو رنگی كنم رنگای تازه بشه دید

دارم میرم از اینجا كه حرفا شدن مثل سراب

می خوام بگم مال منی رویاهامون نیستن یه خواب

دارم میرم همونجا كه داشته باشه شباش یه ماه

سیاهی موندگار نشه شباش بشن مثل روزاش

دارم میرم همونجا كه نمیدونم اونجا كجاست

آخ خودمم نفهمیدم گریه ی من چه بی صداست

یعنی میشه خدای من رها بشم از مرز تن

روحم اینجا خسته شده میخوام شبام بشه روشن

می خوام برم همونجا كه پیدا كنم یه همزبون

باهام بمونه همیشه صاف و یه رنگ و مهربون

دل تنگم تو را خواهد

دل تنگم تو را خواهد

لب سردم تو را خواند

همیشه پیش من بودن

دل تنگ از تو می خواهد

بیا ناجی شبهایم

بیا شبگرد تنهایم

همیشه عاشقم بودن دل تنگ از تو می خواهد

بیا پرواز تنهایی

تو اوج رنگ دریایی

صدای دل نواز موج

تو زیباتر از اینهایی

بیا ای قصه ی خاموش

بیا جایت در این آغوش

همیشه یاد من بودن دل تنگ از تو می خواهد

نامه ی جدایی

یادمه روز جدایی نامه ای نوشته بودی

توش یه عكس یادگاری واسه من گذاشته بودی

گفته بودی من كه رفتم خاطره هامو نگه دار

گفته بودی عشق نازم من میرم خدا نگهدار

واسم آخر زمون شد وقتی فهمیدم كه رفتی

حالا من موندم و یك عمر اشك و بدبختی و سختی

نتونستم كه بگیرم جلوی اشكای سردم

نامتو بستم و رفتم كه به دنبالت بگردم ... كه به دنبالت بگردم

تو نبودی تو نبودی هرچی گشتم تو نبودی

مگه من عشقت نبودم چرا بی من رفته بودی؟

به امید دیدن تو روزا چشم من به راهه

همدم دردای قلبم تو شبا چهره ی ماهه

كاش می دونستی كه قلبم بی تو آروم نمیگیره

یاد خاطرات عشقت جونمو ازم میگیره

كاش می دونستم كه باید كجا دنبالت بگردم

آخه بی وفا مگه من چه بدی ای به تو كردم

تو برو ای گل نازم من به پای تو می سوزم

شاید این تقدیر من بود چشم به عكس تو بدوزم

آخ زندگي....

این روزا بدجوری رفتم تو فکر.راستش یه حرفایی می زنه که......نمی دونم چی بگم.

امروز واسه اولین بار حرف عجیبی زد. گفت اگه دیگه منو نبینی چیکار می کنی؟

گفتم می میرم. اما نمی دونم چرا حرفای منو باور نمی کنه. شاید با خودش فکر می کنه که اونجوری که باید دوسش ندارم. وای خدایا اگه یه روزی تنهام بذاره من بدون اون چیکار می کنم..... دارم دیوونه می شم. یعنی ممکنه دست کس دیگه ای رو بگیره و بهش بگه دوست دارم. نه نه نه می دونم اونم دوسم داره......... به خدا وقتی پیشمه دنیا برام یه رنگ دیگس هرکی که عاشق باشه می فهمه که من چی میگم.

نگاه از من چرا بستی؟

سراغ از من نمی گیری

 

اسیرم من به دام تو

چرا از من تو دلگیری؟

 

منو آواره کرد عشقت

نگاه از من چرا بستی؟

 

مگه حرفی تورو آزرد

که تو بار سفر بستی؟

 

چرا از کوچ دلگیر پرستوهای آواره

چرا از مردن عشق و از آهنگ سفر گفتی

 

ندونستی توی قلب و توی آهنگ من خفتی

صدای هر شب سازم سکوتم رو تو آشفتی

 

تویی اون لحظۀ بارون که گنجیشکا می شن عاشق

تویی عشق منه مجنون، نبودم واسه تو لایق

 

تو رفتی و به یاد تو

شب و روز گریه شد کارم

 

کجایی تو گل نازم

بیا ای نازنین یارم

هیشکی از سرنوشتش خبر نداره. ببین چه زود گذشت روزایی که اون پیشم بود، مال من بود، آخه اون تموم زندگیم بود. وقتی رفت خاطره هاشو جا گذاشت، آرزوهامو بردو دلمو تنها گذاشت. یه کاری کرد که آرزوش واسه همیشه به دلم بمونه. کاش می دونستم الان کجاست و چیکار داره می کنه، دوس دارم هرکجا که هست غرق شادی باشه.... بازم میگم عشقه منه تا همیشه تا همیشه

بی آنكه بدانی

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی. دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم. درد دل خواهم کرد بی هیچ کلامی. در آغوشت قرار خواهم گرفت بی هیچ کلامی. در آغوشت خواهم ماند بی هیچ کلامی. شاید احساسم اینگونه نمیرد. اگر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است. اگر دنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است. اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

نمي خواهم

نمی خواهم برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی

نمی خواهم فضای خنده ات را دیگری بیند

نمی خواهم کسی نامش به لب های تو بنشیند

نمی خواهم به جز من دوست دار دیگری باشی

برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی

نمی خواهم فضای خنده ات را دیگری بیند

نمی خواهم کسی نامش به لب های تو بنشیند

نمی خواهم که نقش چهره ای در خاطرت بماند

نمی خواهم نگاهی به نگاه پاکت آویزد

نمی خواهم به غیراز من بگیرد دست تو دستی

نمی خواهم کسی یارت شود در راه هستی

چهره ای در خاطرت ماند

دوست داشتن

دانی از زندگی چه می خواهم؟
من تو باشم،پای تا سر تو
زندگی گر هزارباره بود
بار ديگر تو بار ديگر تو
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست

يك نفر هست

يک نفر هست که از پنجره ها

نرم و آهسته مرا می خواند

گرمی لحجه بارانی او

تا ابد توی دلم می ماند

يک نفرهست که درپرده شب

طرح لبخند سپيدش پيداست

مثل لحظات خوش کودکی ام

پر ز عطر نفس شبوهاست

يک نفر هست که چون چلچله ها

روز و شب شيفته ی پرواز است

توی چشمش چمنی از احساس

توی دستش سبزه ی آواز است

يک نفر هست که يادش هر روز

چون گلی توی دلم می رويد

آسمان، باد و کبوتر، باران

غصه اش را به زمين می گويد

يک نفر هست که از راه دراز

باز پيوسته مرا می خواند

گه گاهی ز خودم می پرسم

از کجا اسم مرا می داند

افسوس

قلب من امشب دگر شوری ندارد

دست من در دست تو جايی ندارد

عشق من خفته است در بالين سردت

چشم زيبايت دگر نوری ندارد

نگاهت در نگاهم لحظه ای نيست

سكوت قلب تو لطفی ندارد

دلم می خواست در خلوت بميرم

زبان سرد تو حرفی ندارد

چرا ديگر كلامت آشنا نيست

كلام مست تو مستی ندارد

چرا ديگر نميآیی سراغم

بازم تو بازم تو فقط تو

سلام عزيزم. دوباره دفتر خاطراتمو باز مي كنم و مي خوام از خاطرات روزانم بنويسم. جالبه كه هرچي فك مي كنم مي بينم كه جز تو هيچ خاطره ي ديگه اي ندارم. تو تنها خاطره ساز لحظه هاي زندگي مني. نگاهاي ديروزت هنوز جلو چشامه. تا حالا تو رو اينجوري نديده بودم عشقم. نمي دونم شايدم چون طاقت ناراحتيتو ندارم تا حالا مخواستم كه او نگاه ناراحتتو ببينم. مي دونم همش تقصير منه اما بهت قول مي دم كه همه چي رو خودم درستش مي كنم عزيزم. مطمئن باش. ديگه هيچ وقت نميزارم ناراحت بشي چون تو واسم از همه چيز با ارزشتري عزيزم.....يادت نره كه دوست دارم

--

--

--

سعيد

از تو مي گويم اي عشق

زمانی جادۀ  وجودم خالی از عبور مسافری بود ولی اكنون سايه های او را در جاده های خاكيم می بينم و صدای قدم هايش را را بر روی سنگريزه ها می شنوم.....

ای مسافری كه فانوس به دست از زوايای دلم عبور می كنی، مرا بنگر كه باز دل خوشم  و بر آن گمان عشق نفس می كِشم....

تو ای ناجی شب مرا در آسمان می بينی، می گردی به دنبالم ولی خود به كهكشان سر كشيده ای و من تنها و گمشده ام.....عريان از سخن گفتن.....

بوی گلهای ياسَمَن را نمی شنيدم و حتی درخشش الماس های آسمان را نمی ديدم، در اطاقم خبری از قاصدک نبود و من با خود عهد دروغين بسته بودم كه حتی با چشمک زدن ستاره ها نيز هوس عاشق شدن نكنم ولی افسوس كه صدای شكسته شدن عهدم را می شنوم.....

نگو كه عشق در چشمانم نيست نگو كه عاشقی ديگر به من نمی نگرد چرا كه تو آيينۀ سفيدی هایی و من همانم كه هر روز، وجودش، قلبش و نگاه راستی هايش را در آيينه می يابد

گلايه

گلايه

از بعضي ها خيلي ممنونم كه نظر داده بودن كه گويا ما اينجا خيلي چرت و پرت مي نويسيم. خوب نظر لطفشونه. اما بايد بگم كه اين وبلاگ دفتر خاطرات من و عشقم مرواريد هستش و آدم هر وقت دلش مي گيره تو دفترش خالي مي كنه خودشو. تويي كه فك مي كني ما چرت و پرت نوشتيم مجبور نيستي بخوني مطالب رو اصلا واسه خوندن تو نيست اين مطالب. خودتو تحويل نگير فك نكن مي شينيم فك مي كنيم چيزي بنويسيم كه تو بخوني لذت ببري. نه ما واسه همديگه مي نويسيم .البته جا داره از دوستاي عزيزمون كه هميشه بهمون سر مي زنن و ما رو تنها نمي ذارن و هميشه ما رو با نظرات قشنگ خودشون ياري مي كنن همينجا تشكر كنم ازشون.

ما قصد توهين به كسي رو نداريم و اگه حرفي زديم فقط يه گلا يه ي كوچيك بود. شما كه بزرگواري به بزرگي خودتون ببخشيد ما رو.

نمي دونم چرا

سلام گلم.الان ساعت 3 شب هستش و تو توي خواب نازي. چشاي مهربونتو بستي و خوابيدي. همون چشمايي كه نگاهاش منو ديونه مي كنه. دوس دارم ديونه ي چشاي نازت بشم. دوست دارم. نمي دونم چرا خوابم نمي بره. همش دارم فكر مي كنم. به تو به خودم به دوستيمون و به همه چيز. ترس عجيبي وجودمو گرفته. همش فكر مي كنم كه يكي مي خواد مرواريدمو ازم بگيره. آخه عشقم من بدون تو كه نميتونم. حتي فكرشم داره ميكشه منو. چرا هيشكي دوس نداره ما به هم برسيم؟ چرا همه سعي مي كنن ما رو از هم جدا كنن؟ مگه ما چه گناهي كرديم جز اينكه ديونه ي همديگه شديم؟ چرا هيشكي نمي خواد اينو بفهمه كه جدا كردن دو تا عاشق از هم بزرگترين گناهه. چجوري دلشون مياد كه با ما اينطوري كنن؟ مگه خودشون دل ندارن؟ واي مرواريدم ديگه دارم ديونه مي شم. شبا خوابم نمي بره. همش به تو فك مي كنم. به هيچ چيز ديگه اي توجه نمي كنم. نميدونم چجوري شد كه ديونت شدم اما مي خوام اينو بدوني كه نميزارم تو رو ازم بگيرن حتي به قيمت جونم. هركي بخواد اين كارو بكنه مي كشمش. خوب آخه تو مامانه آيلا كوچولوي مني. چطور دلشون مياد كه آيلا كوچولو رو از مامانش جدا كنن؟ آخه اون هنوز خيلي كوچولو هستش. واسه آرامشش به بغل مامانش نياز داره. به مهر و محبت مامانيش نياز داره. آخه اون ني ني كوچولوي ماس. به ما نياز داره. نياز داره كه هردوي مارو باهم داشته باشه نه جدا جدا.  نياز داره كه عشق مامانيشو نسبت به خودش توي چشاي مامانيش ببينه. مي خوام بهم يه قولي بدي مرواريدم. مي خوام بهم قول بدي كه هرچي بشه تا آخرش با مني و با همه مي جنگي كه باهم باشيم. مي دونم كار سختي هستش اما ديگه چاره اي جز اين نداريم. بايد صبر كنيم و اميدوار باشيم كه گذشت زمان همه چيزو درست مي كنه. نبايد جا بزنيم و كم بياريم. اونوقت لهمون مي كنن اين سنگ دلا. 

آخرش مي خوام بگم خيلي دوست دارم عزيزم. مثل ديونه ها دوست دارم. از خدا مي خوام كه هيچ وقت تورو ازم نگيره عشقم. عشق نازنينم. يكي يدونه ي من. پيشي لوسه ملوسه ي من.

دوست دارم....دوست دارم....دوست دارم

انتظار

اگر روزی تنهايم بگذاری، نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر می شد
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت می شد
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو می رساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب می شود
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگر بهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جز انتظار آمدنت
انتـــــــــــــــــــــــــــــظارانتظار آمدنت ...
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه. اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمی !
تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير م
ی خواد!
تنهایی ، چشم به راه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدی ، شکنجه رو حی ، دلتنگی ، صبوری ، اشک بی صدا ؛
هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشيمونی، ب
ی خبری و دلواپسی
برای هر کدوم از اين کلمات چند حرفی که خيلی راحت به زبون مياد
و خيلی راحت روی کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
تا معانی شون رو فهميد و درست درکشون کرد

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من می آورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم
از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم....پس هيچ وقت مرا در

انتظار ديدن چشمهای پرفروغت نگذار عشقم.

---------------
سعيد

آرزویم این است

   

آرزویم این است:

نتراود اشک در چشم تو هرگز

مگر از شوق زیاد


نرود لبخند از عمق نگاهت هرگـــز


و به اندازه هر روز تو عاشق باشی

عاشق آنکه تو را می خواهد


و به لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد
به همان اندازه که دلت می خواهد

روزت مبارک سعیدم


نخستین تویی

نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت ؛ نخستین سلامی که در جان ما شعله افروخت

نخستین کلامی که دلهای ما را به بوی آشنایی سپرد و به مهمانی عشق برد

پر از مهر بودی ، پر از نور بودم ، همه شوق بودی همه شور بودم

چه خوش لحظه هایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم

چه خوش لحظه هایی که می خواهمت را به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم

دو آوای تنهای سرگشته بودیم ؛ رها در گذرگاه هستی !

به سوی هم از دورها پر گشودیم ، چه خوش لحظه هایی که هم را شنیدیم

چه خوش لحظه هایی که در پردۀ عشق چو یک نغمۀ شاد با هم شکفتیم

تو با آن صفای خدایی ، تو با آن دل و جان سرشار از روشنایی از این خاکیان دور بودی

من آن مرغ شیدا در آن باغ بالنده در عطر و رویا بر آن شاخه های فرا رفته تا عالم بی خیالی

چه مغرور بودم ، چه مغرور بودم !

من و تو چه دنیای پهناوری آفریدیم ، من و تو به سوی افقهای نا آشنا پر کشیدیم

من و تو ندانسته ، دانسته رفتیم و

                                            رفتیم و

                                                            رفتیم

چنان شاد ، خوش ، گرم ، پویا که گفتی به سر منزل آرزو ها رسیدیم

-----------------------------------

-----------------------------------

روز مرد بر تو مبارک باد عزیزم

دلم خيلی گرفته آی مردم به كی بگم

می دونی وقت